خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نگاه

    یادت هست میگفتم تنها دلیل تنها بودم ترس از تنهایی است

    اکنون تنهایم 

    پس خوب ببین از چه می ترسیدم

       

    ***** 

     

    چشمهایم را ندارم بر تنم اما هنوز

    رد پای داغ چشمان سیاهت مانده هنوز

     

     

    *****

     

       

    هیچ دوست ندارم خاطره فردایم شوی

    برگرد

    و معنای زندگی اکنونم باش

    دوست ندارم طعم عشق را در نبودت به دروغ معنا کنم

     

    *****

     

    آمده ام تا عطش نبودنت را با آغوشت سیراب کنم

    چه شرابی شیرین تر از طعم آغوشت

    چه گرمایی مفتون تر از حضورت ..

     

     ******

     

     

    پر میکشد دلم در هوای نبودت به سوی دیدنت

    رویای سبز تو ماندنیست

    گلهای چشم تو چیدنی ست

     

    *****

     

     

     

    چه شیرین میزند طعم خاطرات با توبودن ..

    سرما را یاری مقابله با گرمای خاطرت نیست

    با این که دیگر نیستی ، خاطرت همچو رویایی بر وجودم هجوم میبرد

     

    *****

     

     

    نگاه تیزتر از برق چشمانت فرو میریزد دلم را

    از

    هر چه بر آن قفل تمنا زده ..

    ترس دارم که بر دارم نگاهم را از نگاهت که مبادا دمی تو را نبینم ...

     

    *****

     

     

     

    همان که گفتم ...

    دلم عاشقانه ای میخواهد که تا

    آخرش پای هیچ نفر سومی نباشد

     

    ***** 

     

     

    نبودنت میراثی از جنس وحشت بر روحم دمیده ..

    منم و پرسه های بی انتها در کوچه های بی کسیت

    کیست بخواهد مرا ..

     

     

     ******

     

    بیا قایم باشک بازی کنیم

    من چشم میگزارم و تو قایم شو

    قول بده دورتر از حوالی دلم نباشی

     

    *****

     

     

     

     تو خود خوب میدانی ...

    من نیز خوب میدانم

    بهانه ای نیست که حقیقت است

    من محو چشمانت شده ام ..

    بی پرده گویم من شیدای چشمانت شده ام

     

    *****

     

     

     

     

    دیریست قلبم وقتی میتپد صدای آن با نام تو هم آهنگ شده

    دیریست قلبم نام تو را به راستی فریاد می کشد

    کنون پیشمی وقلبم با نام تو زندست

    میدانم دوستم داری و میدانم که می فهمی زبان قلبم را ........

     

    ******

     

     

     

     

    قلب تو پناهگاهی برای بی کسی ام 

    حضورت لطافتی از جنس نور که روشنایی دیدگانم است

    فکر تو آرامش تمام عمرم و

    آغوشت خانه ابدی من

    حال کمی بیندیش ............. گر نباشی چه می شوم ....

     

    ******

     

     

     

     

    خدایا…

    می دانم تمام لحظه هایم با توست.  می دانم که اگر بارها فراموشت کنم ، ناراحتت کنم و

    برنجانمت، باز می گویی برگرد. می دانم؛ همه اینها را می

    دانم، ولی نمی دانم چه کنم؛ نفسم مرا به سویی می کشد و عقلم حرفی دیگر می زند و دلم در

    این میانه مانده.

    خداوندا با چه زبانی بگویم دوستش دارم .

     

    *****

     

     

     

     

    عطر تو باران که می زند

    گل های حسّ من از

    باغ چشم تو چیدنی ست

    دم می کند هوای دلم

    از عبور تو

    در خیال آیِنه پوشم

    رؤیای سبز تو دیدنی ست.

     

    ******

     

     

     

    من در قفس هم یکنفس پرواز خواهم کرد بالم ببندی در گلو آواز خواهم کرد

    حتی اگر بندی زبانم را ،

    من با نگاهم قصه ای را ساز خواهم کرد چشمم اگر بندی

    و من را گر بسوزانی آفاق را با

    شعله ام همساز خواهم کرد

    خاکسترم بر باد یا در آب یا خاک در دیگرانِ تازه ای آغاز خواهم کرد .

     

    ******

     

     

     

    می دانی،

    اصلا قصه ما اینگونه نبود!

    باور کن من این روزها

    روی نقطه کور خدا جا مانده ام

    همه چیز در نبودنت ، ناخواناست

    خودت بگو

    سفر به مقصد تو چگونه است؟

     

    ******

     

     


     

    خیال بوسه ای که اینجا جا گذاشتی

    بر لبانم سنگینی می کند

    به خاک می افتم در مقابلت

    فکر می کنی چیز دیگری هم

    برای باختن دارم هنوز؟

     

    ******

     

     

     

     

    هنوز دستانت را میبینم

    انگار دیروز بود دست در دست هم با قلبی عاشق...

    حال امروز عاشقتر از دیروز به آینده ای از جنس سعادت می نگرم ...

    پیداست بی تو آینده ای نیست .

     

    ****** 

     

      

     

    سال نو می شود ...

    تو را با عشق به خانه خواهم برد .

    این را بدان خانه من پر از عشق است که در کنار گلی چون تو گلستانی عاشق میشود ...

     

    ****** 

     

     

     

     

    به خلوتم که می آیی فصل یخبندان دلم از خجالت آب می شود

    بیا دوباره خودم را درکنارتو کشف کنم

     

    *****

     

     

     

    یادت هست میگفتی :

    هر وقت در آئینه تنهایی هایت به خودت می نگری

    مرا می بینی ..... ؟

    بگذار به تو بگویم من در آئینه سرنوشت تو دلم را به دلت قفل زده ام.......

     

    *****

     

     

     

    من كه حرفی ندارم عزیزم

    بیا قسمت كنیم

    بوی بابونه و عطر یاس سپید زمستان را

    تو بگو:
    سلام
    تا من بگویم كه چقدر دوستت دارم

    تو بنشین كنار دلم

    تا من ترانه ای عاشقانه بخوانم

     

    *****

     

     

     

    من که می دانم…

    به کودکی هم اگر برگردم…

    تو همان شیشه ی شیر گمشده ام میشوی

    اشک میریزم تا تو را بیابم …

     

    ******   

     

         

    وجودم سرشار از قلبت شده .........

    قلبت هم سرشار از وجود من .......

     

    ******  

       

     

    بوی گل گرفته چشمانم

     در خیال تو خوابیدم

    بیدار می شوم

    مثل آسمانِ بعد از باران

    با رنگین کمان خیال تو

    در آغوشم !

             

     ****** 

                        

     

     

     تو می روی و من فقط نگاهت می کنم .

     تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ...

     بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ،

      اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست ...

     


    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ***** ,****** ,خواهم ,ندارم ,خیال ,خانه ,دیریست قلبم ,دوست ندارم ,
    نگاه

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر